قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2602
تاريخ الفي ( فارسى )
جنگ اهل اسلام تحريض مىنمود و بشارت نصرت و ظفر به ايشان مىرسانيد ، بنابراين ، بعد از پنج روز ، تهيّهء اسباب محاربه كرده از شهر بيرون آمدند و آن راهب حربهء عيسى ، عليه السّلام ، را پيشپيش بر روى تخت نهاده به تعظيم هرچه تمامتر مىبرد . در وقت بيرون آمدن فرنگيان ، جمعى از سپاه اهل اسلام به امير كربوقا گفتند مناسب آن است كه در اين وقت كه ايشان اندكاندك از شهر بيرون مىآيند در صدد قتل ايشان درآييم كه آسان است . امير كربوقا قبول اين معنى نكرده و گفت : بايد توقّف كرد تا جميع فرنگيان از شهر بيرون آيند . و طايفهاى از سپاه اهل اسلام سخن امير كربوقا را اعتبار نكرده خود را به فرنگيان ، كه از شهر بيرون آمده بودند ، رسانيده جمعى كثير را به قتل رسانيدند . امّا چون بندگان امير كربوقا بر آن حال اطلاع يافت خود به آن جانب رفته آن جماعت را منع بليغ و اهانت عظيم نموده بازگردانيد . القصّه ، چون فرنگيان بتمامهمّ از شهر بيرون آمده به هيئت مجموعى روى به مسلمانان نهادند و مسلمانان بنابر آزردگى خاطر ، كه از امير كربوقا داشتند ، جنگناكرده عنان مراكب گردانيده روى به فرار نهادند ؛ چنان كه فرنگيان اوّلا اين معنى را حمل بر مكر و حيله نموده ساعتى در همان موضع توقّف نمودند . آخر الأمر ، مشخص شد كه آن مكر نبود ، بلكه غرض ايشان تضييع امير كربوقا بود . و امير كربوقا نيز چون معاونى و ممدّى در معركه مشاهده نمىنمود ، روى به گريز نهاده از ميدان بيرون رفت . همچنين امير سقمان بن ارتق و جناح الدّوله ، كه در كمينگاه تعيّن يافته بودند ، چون حال را بر اين منوال مشاهده كردند فرار بر قرار اختيار نمودند ، مگر اندكى از اهل اسلام كه غرض ايشان محض اقامت مراسم جهاد ، كه اعظم اركان اسلام است ، سيّما وقت استيلاى كفّار بر بلاد اسلام كه گريختن در آن وقت حرام محض و محض حرام است ، ثبات قدم ورزيده با فرنگيان جنگ مىكردند تا به سعادت عظمى كه عبارت از شهادت تواند بود فايز گشتند . در اين معركه ، آن مقدار اسباب شوكت و سلطنت به دست فرنگيان افتاد كه از شرح و شماره بيرون بود . بعد از اين فتح ، فرنگيان دلير شده عنان عزيمت به صوب تسخير بلدهء معمّرة النعمان منعطف داشتند . چون آن بلده را محاصره كردند اهالى آن چند روز مردى و مردانگى نمودند كه فرنگيان از گرفتن آن مأيوس مطلق شدند ، امّا با وجود آن حال برابر حصار شهر برجى از چوب راست كردند كه مشرف بود بر اهالى قلعه ، و چون تفنگاندازان فرنگ بالاى آن برج برآمدند ، اهالى آن قلعه بالضّروره بارو را گذاشته در ميان عمارات درآمدند و فرنگيان فى الحال نردبانها نهاده بر بالاى قلعه درآمدند و به ضرب تيغ بىدريغ صد هزار نفس را شربت فنا چشانيدند و عورات و اطفال را به اسيرى بردند و چهل روز آن شهر را غارت كردند .